صفحات

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

فرق قرن با قرنیه

در گفتگو با مهر عنوان شد:
واردات عینکهای آفتابی غیر استاندارد با مجوز وزارت بازرگانی

فهم این چس مثقال خبر آنچنان بر بنده گران آمد که برای تفسیر آن دست به دامان از ما بهتران گشتم
 
ــ از ما بهتران جان(!) ممکن است لطف فرموده٬ این خبر را به گونهء شیر فهم واری برای بنده توضیح بفرمائید؟
ــ توضیحش این است که با این عمل٬ بنیهء مالی یک "قرن" عده ای٬ با تخریت "قرنیهء" عده ئی دیگر تامین میشود فقط همین


۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

تضمین از خواجه

حافظ...
دمی با غم بسر بردن جهان یکسر نمی ارزد
به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد
           ................
کلموک ...
نمٍ ملا سرای ما به کاه و گل نمی ارزد
 که هرچه دارم از دنیا به یک پشکل نمی ارزد

چو دارم احمدی را با کلاه هاله اندودش
هزاران حوری زیبا به این خوشگل نمی ارزد

دراین ماتمسرا دارم هزاران سید و ملا
دوصد ملک سلیمان هم به این مشکل نمی ارزد

اگرچه رهبرعظماخداوندی است بی همتا
خری با این وجاهت " پای در گل " هم نمی ارزد

شنیدم قاتل شاپورگشته حاجب رهبر
هزاران کشته اینجا چون؟ به یک قاتل نمی ارزد.

اندر باب سر کوبیدنمان به دیویر

از شما چه پنهان دیروز٬ بنده سرم را محکم به دیوارکوبیدم. نخیر به سرم نزده بود. حقیقتش بخاطر حرصی بودکه از خواندن مطلبی  که در وبلاگ یکی از این حضرات ساندیس اللهی ها نوشته شده بود خورده بودم . ایشان دکتر احمدی نژاد را (این نژادش بنده را کشته) ٬ آتاتورک ایران لقب داده بودند (!) . فی الواقع فرق بنده با خیلی از شماها در این است که خیلی ها تان به این جوک خندیدید. ولی بنده بخاطر مزاج صفراویم بجای خندیدن حرص خورده و سرم را به دیوار کوبیدم. حالا بگذریم از اینکه جنابِ ساندیس اللهی محترم به ضرص قاطع ٬ نه آتاتورک را میشناسند و نه احمدی نژاد را . و به احتمال قریب به یقین٬ افاضه ای را که فرموده اند تنها و تنها بجهت دریافت سهمیهء ساندیس بیشتر بوده است و لا غیر ؟ ولی بهر حال بنده داشتم فکر میکردم که ساندیس اللهی هاحتی اگر در حد خر ملا نصر الدین آی کیوی می داشتند با یک ترفند ساده میتوانستند از شر وجود کلموک آقائی مان خلاص شوند. تنها کافیست که هر روز مقایسه ای از انواع مندرج در هامش این پست را در وبلاگهایشان بنویسند تا کلموک٬ بواسطهء سر زنی مکرر به دیوار٬ ریق رحمت را سر بکشد... و اما فهرست مربوطه . تشبیه ... خمینی کبیر(!) به کورش کبیر٬ خامنه ای به داریوش بزرگ٬ و (لابد) آقا مجتبی به کمبوجیه٬ مصباح یزدی به انیشتین٬ جنتی به هاوکینز٬ حسنی به نیچه٬ مشائی به چرچیل٬ فیروز آبادی به رومل فاطی کماندو به مادر ترزا و ...

بقیه را خودتان به آنها نشان بدید دیگه!؟.

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

افاضات الافیونیه

از آنجائی که حقیر اعتقاد کافی و دلائل شافی مبنی بر دشمنی استکبارجهانی٬ بخصوص استعمار پیر با شیفتگان ولایت و مخلصان حماقت دارم . همیشه و در همه حال به هجمهء دشمنان درمورد (اشغری) بودن یار غار و ایضا فامیل سببی حضرت رهبر٬ جناب آقای دکتر غلامعلی حداد عادل ٬ پاسخ دندان شکن داده٬ و با دلائل مشبع٬ پته شان را روی آب انداخته ام . هرچه حضرات ( و در راس آنها کل جعفر منافق) . عجز و لابه مینمودندکه : مگر ریخت و قیافهء مافنگی اش را نمیبینی؟ میگفتم که این از ریاضت وشب نخوابی و ایضا ادای نوافل و مستحبات است .
ــ تن صدایشان را چه میگوئید؟
ــ این نشانهء افتادگی٬ متانت٬و نفس مرضیه شان است
ــ در مورد لبهای کبودشان چه میفرمائید؟
ــ این از لب گزیدنهای هنگام استغفار است
خلاصه هر فنی که میزدند با استعانت از امدادهای غیبی بدلش را حواله شان میکردم. تا اینکه فرمایشات حضرتشان را هنگام سخنرانی در پنجمین کنگرهء سراسری جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی ٬ در سایت (ایلنا) خواندم . و برای بنده شکی باقی نماند که این اراجیف تنها میتوانند تراوشات مغزی در تسخیر افیون باشند . هرچند که ایشان در و گوهر های گرانبهای زیادی را از مخرج حلقوم به در آورده اند٬ ولی بجهت جلوگیری از تلویث ساحت وبلاگمان٬ و تنها بخاطر اینکه لال از دنیا نروید ٬ فقط یک مورد از انها را به چالش میکشانم
ایشان فرمودند که : "اتفاقات سال ۸۸ مانندكهریزك را كه ما به آن راضی نبودیم قابل مقایسه با شكنجه‌های قبل انقلاب نیست
به عبارتی دیگر٬ اگر در زندانهای رژیم گذشته (ده) مامور به یک زندانی زن تجاوز میکردند٬ اما امروز مثلا نه بسیجی به زندانی تجاوز میکنند(!) باید خدا را شکر کنیم و به این پیشرفت و آزادی و دموکراسی راضی و مفتخر باشیم
باز هم بفرمائید که تریاک مغز رو پوک نمیکنه!؟


۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

جعفر هسته ای... پستی قدیمی

صحنه : داخلی . زیرزمین یک خانه . دکور٬ آزاد...
در گوشه ای از زیر زمین یک خانه٬ دیگ زود پز بزرگی برروی چراغ خوراک پزی در حال جوشیدن است. لولهء مسی باریک و نسبتاً درازی از سوراخ سوپاپ دیگ خارج ٬ و بصورت دو دایره درون تشت آبی قرار گرفته است. انتهای لولهء مسی هم در یک بطری نسبتاً بزرگی قرار گرفته و قطره قطره مایع زلالی به درون آن بطری میچکد. کل جعفر٬ بر روی صندلی تاشوئی درکنار بساط نشسته و هر از چند گاهی پکی چارواداری به سیگارش میزند و زمزمه وار غزل کوچه باغی می خوانَد.
اشکم زدنیا زاده شد// وزاشک دریا زاده شد// دل در برم زین زاد و شد// آزاده شد٬ آزاده شد... ای امان هاهای وای .
پسر نوجوان کل جعفر٬ سراسیمه٬ از پلکان منتهی به زیر زمین پائین می آید و با صدای لرزانی خطاب به کل جعفر میگوید
ــ بابا ! بابا ! پاسدارا اومدن .
کل جعفر سراسیمه از جا بر می خیزد و بر سر زنان٬ در حالی که به این سو و آنسو میدود با خود میگوید.
ــ ای وای٬ بیچاره شدم. بدبخت شدم. دیدی چطور شد!؟ ما هم قاطی اراذل و اوباش شدیم! ما که مفلس فی الارض بودیم٬ الان شدیم مفسد فی الارض. (رو به پسرش با حالت تضرع) : کل جعفر زاده جان٬ بی پدر شدی ببم جان! همین فرداست که بابای ترا به جرم تهیه و توزیع مشروبات الکلی٬ و ایضا٬ براندازی الکلی! اقلَکَم! اولش هشتاد ضربه شلاقش میرنند و بعدش اگر زنده ماند! اعدامش میکنند.
بعد به سمت بساط میدود و به پسرش میگوید: تا دیر نشده بذار این بساط عرق کشی رو جمش کنم...
کل جعفر زاده با صدای لرزانی میگوید: بابا جان! دیر شده. پاسدارا دارن میرسن . صدای پاشون داره میاد.
کل جعفر ٬ انگشت اشاره دست راستش را با دندان گاز میگیرد و باخودش میگوید : حتی اگه هم این بساط رو جمع کنم! اونارو کدوم گوری قایمشون کنم ؟... در همین حین کل جعفر می ایستد و نشان میدهد که فکری به مغزش خطور کرده است . بشکنی میزند و میگوید: خودشه! یافتم! یافتم! و بعد٬ آرام گو شه ای می ایستد و سیگاری روشن میکند.
دو پاسدار اسلحه به دست ریشو از پلکان زیرزمین وارد صحنه میشوند.
پاسدار اول: چشم ما روشن! روز روشن بغل گوش ما کارهای منکر میکنی. منافق جاسوس اجنبی؟ با مشتهای گره کرده بطرف کل جعفر هجوم میبرد و در همانحال با لحن تهدیدآمیزی میگوید: زهرماری درست میکنی میدی امت خدا جوی همیشه در صحنه؟ جای سفت نشاشیدی که بدونی! الانه خودم حالیت میکنم .
پاسدار دوم هم در حالیکه به طرف کل جعفر میرود به همقطارش میگوید:آره سید بزار به این بی همه چیز بفهمونیم یه من ماست چقد کره میده؟
کل جعفر٬ باصدای آمرانه ای٬ مانند فرمانده ای که با زیردستانش حرف میزند٬ فریاد میکشد: آآی حرف دهنت رو بفهم! قباحت داره! یه آدم مکتبی!؟ آنهم در لباس مقدس سپاه!؟به حق مسلم ملت ایران توهین میکنه!؟. چطور جرات کردی به حق مسلم این ملت بگی زهر ماری!؟ هان!؟
از صدای محکم و تهدید کنندهء کل جعفر هردو پاسدار درجا خشکشان میزند. با تحیر٬ گاهی به همدیگر و گاهی به کل جعفر نگاه میکنند.
حاجی باصدای آرام: ببخشید برادر ٬میشه بیشتر توضیح بدی؟
کل جعفر: توضیح نمی خواد برادر! این ٬ حق مسلم ملت ایرانه که سی ساله که توسط حکام جائر از این ملت گرفته شده.
سید: یعنی میخوای بگی که این انرژی هسته ایه!؟
کل جعفر:خوب معلومه که این انرژی هسته ایه!؟ اون آبی رو هم که توی اون شیشه میبینید! آب سنگینه. وای!وای!وای! نمیدونید چقد سنگینه!؟
هردو پاسدار(سید و حاجی)٬ به گوشه ای میروند.
ــ میگم سید! نظرت چیه؟
ــ والله حاجی چی بگم ! دروغ چرا؟ تنها چیزی که از انرژی هسته ای میدونم اینه که حق مسلم ماست! که این بابا هم خودش داره اینو میگه .
ــ بذار حالا امتحانش میکنم.
رو به کل جعفر میکند
ــ میگم٬ اخوی ! گیرم هم که این انرژی هسته ای باشه! به سن و سال شما و ریخت و قیافهء پامنقلی تون نمیاد که دانشمند هسته ای باشید!
کل جعفر: نه بابا بنده رو چه به این حرفا!؟ این وسائل رو صبیهء بنده که مدرسهء راهنمائی میره! به کمک برادرش از بازار تهیه کرده. بنده رو که می بینید اینجام٬ واسه اینه که مواظب باشم آتش خاموش نشه!
سید با هیجان: میبینی حاجی!؟ اینها هم از معجزات هزارهء سومه. زود باش بذار به فرمانده خبر بدیم. نه!!! اصلا بذار مستقیماً به خودرئیس جمهور خبر بدیم تا بوسیلهء اون٬ مشت محکمی به دهن استکبار بزنه...
و در حالیکه دست کل جعفر را برای خداحافظی میفشارند٬ به سرعت از صحنه خارج می شوند...
کل جعفر نفس راحتی میکشد. بر روی چهارپایه مینشیند. سیگاری می گیراند. و به خواندن ادامه میدهد
خر کردم او را ای پسر // رحمت به هرچه گاو و خر// مشروب ما زین رهگذر// آماده شد آماده شد...
پ ـ ن .به سلامتی همگی٬ از دم گشت...


۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

انگولک الحیران فی تفسیر اخبار ایران

ــ خبرگزاری فارس... نصرالله : افتخارم این است که عضوی از حزب ولایت فقیه ام .
کلموک :
 چونـــکه آقــا آمــده بـا مـا کنـار              میدهد حق و حسابم با دلار
گشته ام عضوی من از حزب فقیه            میکنم بر ایـن ولایـت افتخـار
ــ ابتکار ... سهمیه بندی نانوشتهْ برق .
کلموک :
 غم مخور چون نیست مارا برق و گاز          یا که کمیاب است گوجه یا پیاز
گـرکـه یـکـدم بنـگری بـر نـرخ نـان              میپـرد از چشم تو برق سه فـاز
ــ کارگزاران ... آزادی نمایندهْ مجلس متهم به فساد اخلاقی .
کلموک :
 دلیـل القـوم لو کـان غُرابٌ               یـُـدلیهٍم علــی ارض ٍ خــرابٌ *
برادر٬ بَه بَه از این گفتهْ نغز            بگفتی یا اَخی حَرفٌ حسابٌ !
ــ پیک ایران ...کارگران نیشکر هفت تپه خواهان تشکیل سندیکای مستقل کارگری هستند ... پرداخت نشده ( به همین گونه است در پیک ایران ) 3 ماه حقوق معوقه باعث بوجود آوردن مشکلات معیشتی زیادی برای کارگران شده است و اکثر کارگران حتی قادر به تهیه غذای روزانه خود و فرزندانشان نیستند. کرانی و تورم که به صورت صعودی در ایران ادامه دارد بر مشکلات این کارگران افزوده است.
کلموک :
 گــر از آوردن یــک قــرص نــانــی                زبهر بچه هایـت ناتـوانی
در این وادی که غُصه مُفت مُفت است               بخور غُصه برادر تا توانی !
ــ تابناک ... قاچاق گندم از فارس به افغانستان و عراق .
کلموک :
زدست دولت و آخوند فریاد               که گندم را بَرَند از ما به بغداد
برادر٬ ای عراقی نوش جانت             تو نانم را بخور من میخورم باد !
ــ فردا ... قيمت مسكن در تهران قابليت رقابت با قيمت مسكن در پاريس را دارد به طوري كه در پايتخت فرانسه هر متر مربع خانه 10 تا 100 ميليون ريال (شش هزار و 500 تا 10 هزار و 700 دلار) معامله مي‌شود. /// اين خبرگزاري ادامه داد: يك پنت‌هاوس لوكس هزار و 400 متري در شمال تهران اخيرا 21 ميليون دلار به فروش رفت كه قيمت هر مترمربع آن حدود 15 هزار دلار بوده است، اين در حالي است كه ميانگين حقوق ماهانه ايرانيان معادل300 تا 460 دلار در ماه است...
کلموک :
 اگر مسکن بود غولی به پاریس              بباشد کودکی در پیـش فردیـس
بـریــده ایـن قـطــار نـرخ ٬ تــرمــز          حکومت در مقام جهل و تدلیس
ــ آفتاب یزد ... رئیس کل دادگستری تهران :غیر از آبرو همه چیز گران است .
کلموک :
در آن مُلکی که در خواب گران است             هــدا یـت گــشتـهْ صــاحب زمــان اســت
بــغیــــر از آبــرو و جـــان مــــردم                چه خوش گفتی همه چیزش گران است !
ــ پیک ایران ...کشف امامزادگان جدید در نزدیکی مشهد ٬ " امام زدگی " یا "کار آقرینی "
کلموک :
 نخواهم من رقاه و صحت و نان              نخواهم من ترقی بهر ایران
بگیر از ما خدایا هرچه خواهی !              مراقـد را بـکن صـدها هـزاران
* ضرب المثلی است عربی که معنیش این است " اگر راهنمای قومی کلاغ شود ! آنها را به سرزمینهای ویران خواهد برد "
توضیح ضروری :

وبلاگ اصلی بنده در بلاگفا (++)  قرار دارد. با توجه به بعضی اتفاقات,احتمال حذف وبلاگم را میدهم. فلذا در حد امکان, سعی در انتقال بعضی از پستهای وبلاگ مادر را به این وبلاگ دارم. این پست, پستی است قدیمی.


۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه

گنه کرد در بلخ آهنگری

تابناک : به دنبال انتشار مطلبی در یکی از وبلاگ‌های «بلاگفا»، قاضی دادگاه کرمان علیرضا شیرازی٬رئیس شرکت بلاگفا که سرویس‌دهنده و ارایه‌دهنده خدمات وبلاگ است را محکوم کرده است و به دنبال این حکم، مدیر بلاگفا در منزلش بازداشت و به دادسرای نیابت منتقل شده است ...
با هوش و ذکاوت سرشاری که این حضرات دارند. و با توجه به دیدگاهشان نسبت به مقولهء قضا و عدالت٬ بعید نخواهد بود که در آینده شاهد اخباری از این دست در نشریات دارالخرافه و حومه نباشیم...

ــ حکم غیابی بازداشت حضرت نوح٬ با شکایت مردی که پدرش بر اثر نیش مار کشته شده است از جانب دادستانی مرکز صادر گردید. در این شکایت ٬ مرد مذکور ادعا کرده است که اگر حضرت نوح گونه های مار را در کشتی قرار نمیداد٬ پدرش کشته نمیشد. در این رابطه آقای مشائی بیان فرمودند که : به همین دلیل ایشان گفته اند که حضرت نوح ماموریتشان را کامل انجام نداده است و امروز آقای احمدی نژاد قصد تکمیل آنرا دارند...


ــ خانوادهء مردی که در یک نزاع بوسیلهء چاقو به قتل رسیده است ٬ تقاضای قصاص چاقو ساز را کرده اند. در همین رابطه گروهی از سربازان گمنام امام زمان به زنجان اعزام تا سازندهء چاقوی مذبور را شناسائی ٬ دستگیر و به محکمهءعدل اسلامی تحویل دهند...



تو خود حدیث مفصل بخوان ...

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

اطلاعیه’ کیهان

در پی افاضات عصارهء ولایت٬ دکتر محمود هاله نژاد ٬ در محضر نمایندگان رسانه های استکبار غرب مبنی بر عدم وجود حتی یک نفر محتاج نان شب در ممالک محروسه (!) و ایضا افشاگریهای جنابشان در مورد وجود چهل میلیون بینوای محتاج نان شب در آمریکای جهانخوار . سایت باصطلاح بسیجی و پیرو خط امام و مقام معظم رهبری ٬ خبرگزاری مهر( ++ ) . در حرکتی مشکوک و سوال بر انگیز٬ عکس فوق را که متعلق به انسان بینوا ئیست در مرکز کالیفرنیا ٬ که از شدت گرسنگی مشغول بازیافت انرژی از زباله ها٬ به منظور غنی سازی شکم خویش و احیاناً خانواده اش می باشد را ٬ سهوا و یا عمدا٬ اهوازی معرفی کرده است. بدین وسیله از کلیهء لباس شخصیها و خانواده های محترمشان درخواست مینمائیم که با کلیهء تجهیزات لازم(!) اعم از سنگ٬ چوب٬ چماق و کلیهء لوازم مورد نیاز٬ به همهء سفارتخانه های کشورهای اروپائی و سفارتخانه های حافظ منافع حمله برده تا بدین وسیله مشت محکمی بر دهان خبر گزاری مهر٬ و بخصوص استکبار جهانی بزنیم ... حسین شریعتمداری٬ کیهان ...

ضحاک علی شاه

++ سحر گاه یکشنبه , باز هم منفورترین ضحاک عصر , مغز چند جوان مبارز و سلحشور . ( فرزاد كمانگر ، علي حيدريان ، فرهاد وكيلي ، شيرين علم‌هولي و مهدي اسلاميان ) را خوراک مارهای جاه پرستی , ریا , تزویر , جاه طلبی , و دنائت منحوس خویش نمود ... ننگ و نفرین بر اینچنین جلاد باد .

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

چارلزداروین , تو هم ؟!

جناب داروین که معرف حضورتان هست؟ شمارا به خدا گول ریش آخوندی٬ موهای درویشی و کلاه یهودی مئابش را نخورید(!) . جان به جانش بکنند نوکر انگلیس ها بوده است. همین جناب٬ بخاطر خوش آیند ملکهء انگلیس که با دکتر احمدی نژاد دشمنی دارد ٬ ( این نژادش منو کشته !) . با استناد به کردار و گفتار دکتر٬ نسل انسان را از میمون دانسته! در صورتیکه تحقیقات کلموکانه مان نشان میدهد که نسل انسان ازخروس است. حتما میفرمائید چرا خروس؟ خوب داستانش مفصل است و به غیر از تعدد زوجات و آنتی فیمینیست بودن خروس جماعت٬ دلائل بسیار زیادی دیگری هست که پرداختن به آنها از حوصلهء این مقال خارج است اما مهمترین دلیل بنده خاصیت خروس بی محل بودن کل جعفر است که دم به ساعت به دلائلی واهی چرتمان را پاره میکند.
ــ پدر جان دیگه چی شده؟!
ــ کلموک جان٬ میخواستم از طریق " وبنامهء " * وزین تان رهنمودهائی چند به امت انقلابی٬شهید پرور و همیشه در صحنهء یونان بدهم.میخواهم به امت شهید پرور یونان توصیه کنم که اولا هیچگاه به ماه نگاه نکنند و هیچوقت لای قران را باز ننمایند . چون ممکن است که عکس رهبرشان را در ماه و یا موی ریشش را لای قران ببینند و مانند ما بدبخت شوند. دوما اگر رهبرشان در بهشت زهرای آتن سخنرانی کرد و فرمود که: دلخوش به این معنا نباشید که آبتان را مجانی میکنیم ٬ برقتان را مجانی میکنیم٬ اتوبوس را...
ـ کل جعفر جان. با این وبلاگ وجیه المله ای که بنده دارم! و آن هوش و ذکاوتی که جضرتعالی دارید! قطعا نه تنها مردم یونان و حومه از رهنمودهای حضرتعالی کمال بهره را خواهند برد! بلکه از فردا کرور کرور نامه و تقاضا است که از اقصا نفاط جهان به ما برسد و از ما خواهش کنند تا با در دست گرفتن مدیریت جهان مشکلات عالم را حل کنیم..
* پدر جان پارسی را پاس بدارید...






۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

محمود آقا!

در حاشیه٬ (نخیر! در متن) سفر محمود آقا به ینگه دنیا٬ جهت اظهار لحیه در مورد قباحت داشتن ترقه های اتمی . و نیز انگشت زدن به حجت الاسلام اوباما و ایضا استکبار جهانی ...












محمود آقا٬ به کجا چنین شتابان؟
ــ میرم به چش و چال اوبا عین الله انگشت بزنم... ( اوبا قر زاده!!!)...



۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه

اندر باب زلزله

.۱ــ  امام جمعه موقت تهران : گناه و زنا باعث افزایش زلزله میشود
.۲ــ احمدی نژاد: دوتا بچه کافی نیست
گمان نمی کنم که تکانهای حاصله از مورد اول آنچنان زیاد و شدید باشند که موجب حدوث زلزله گردند٬ اما اگر امت همیشه در صحنه به توصیهء رئیس جمهور عمل کند(!) . از شدت تکانهای حاصل از این عمل٬ در مدت کمتراز یک سال٬ آنچنان زلزله ای  در ایران حادث خواهد شد که مقدارش از مرز شصت و حتی هفتاد درجه در مقیاس ریشتر هم خواهد گذشت






۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

خالو جونی


بنده هم مانند قریب به اتفاق دیگردوستان وبلاگ نویس٬ پیش از وبلاگ نویسی وبلاگ خوان بودم. متاسفانه٬ سلیقهء بسیار ناجور و ناچسبی برای خواندن وبلاگ داشتم. (و از شما چه پنهان٬ هنوز هم دارم ) . اولین چیزی که نظرم را جلب میکرد عنوان وبلاگ بود. به وبلاگ که میرفتم٬ اولین چیزی را که مد نظر قرار میدادم حجم مطالب بود. پستهای حجیم را٬ حتی اگر امضای انیشتین و یا هوگو در پایشان بود نمی خواندم. معتقدم که جهان جای بسیار تنگی است و همچنین فرصتهایمان بسیار محدود. البته نمیخواهم بگویم که من بیل گیتس هستم و هر ثانیه از وقتم ده هاهزار دلار ارزش دارد. نه ! فقط عمر خود را برای اندوختن دانش٬ انجام کارهای مفید٬و لذت بردن از زندگی بسیار محدود میدانم
اما یکی از معدود وبلاگهائی که با وجود پستهای نسبتا پر حجمش ٬ از خوانندگان ثابت و پروپا قرصش بودم٬ وبلاگ خالو حمید بود

 قلمی شیوا و روان ٬ و طبعی ظریف و شاعرانه داشت . قلبی پر از عشق به ایران و ایرانی داشت. از تک تک حروف نوشته هایش عشق به وطن ساطع بود
او را به رسم دیارش٬ به جهت حرمت زیاد (خالو جان) خطاب میکردم. و او هم مرا خالو جونی میخواند. ارتباط ما در حد چندین کامنت و چند ای میل بود. بد جوری به دلم نشست. با رفتنش اما بد جوری دلم را شکست . روانش شاد و یادش گرامی باد

۱۳۸۹ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

مجلس خفتگان


مجلس بلانسبت خبرگان


نمردیم و معنی مجلس خبرگان رهبری که تند و تیز٬ مراقب اوضاع مملکت. ودر عین حال٬ هوشیار و بیدار٬ مواظب دین و دنیای امت همیشه در صحنه اند را فهمیدیم  
از راست به چپ: ۱ـ حجت الاسلام کیفوریان. ۲ـ آسید کلبلی نشئه نژاد٬ ۳ـ حجت الاسلام و المسلمین آممد علی کره لازمیان٬ ۴ـ آیت الله العظمی حپروتیان٬ ۵ ـ و آیت الله دژم خوئیان

۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

خاطرات سلطان صاحب خران

الجُمعهَ المُجَمَعه ٬ چندم رجب المرجب سنهء ۱۳۴۳ هجری قمر در عقرب
امروز میل مبارکمان بر آن قرار گرفت که بمانند شاه عباس غزنوی ٬ بالباس مبدل به میان رعیت رویم تا از حال و روزشان باخبر شویم . (چاکران بارگاه اقدس مئابمان٬ یواشکی به سمع مبارکمان رساندندکه این شاه عباس ٬ صفوی بوده است و نه غزنوی٬ ولی بجهت اینکه حرف ٬ حرف مبارکمان باشد٬ دستور دادیم تا در کتب درسی او را شاه عباس غزنوی بنامند). به هر حال لباس درویشانه بر تن فرمودیم و با گروهی از چاکران بارگاه به بازار ولایت نزول اجلال فرمودیم. ملاحظه فرمودیم که پیر و جوان٬ وحتی نوجوان و کودک و خردسال ممالک محروسه مان ٬ به نوعی از انواع٬ ماده ای از مواد دود زا را دود مینمایند. فلذا میل مبارکمان به دود کردن متمایل گردید. ملیجک الدوله را دستور فرمودیم تا بستهء سیگاری از دکهء مجاور ابتیاع نماید. بعرض رسید که: بجهت لبیک به اوامر ملوکانه مان مبنی بر اصلاح الگوی مصرف٬ توضیع سیگار را به بقال ها واگذار نموده اند... سوال فرمودیم که: پس تکلیف نخود و عدس و لوبیا و... چه میشود؟...عرض شد که توضع آنها را به مساجد واگذار کرده اند(!). سوال فرمودیم ٬ حال که مساجد را به بقالی تبدیل کرده اید(!)؟ تکلیف نماز گزاران چیست؟ عرض کردند که نماز را در دانشگاه میخوانیم. سوال فرمودیم که : پس آنهمه استاد دانشگاه و دکتر و مهندس و دانشجو را چه کردید؟ بعرض رسید که آنها را به زندانهای اوین و رجائی شهر و کهریزک فرستاده ایم
سوال فرمودیم که:دزدان و قاچاقچیان وآدمکشان در زندان را چه کردید؟ عرض شدکه: آنها را به تناسب درجهء شرارت٬ جسارت . حماقت٬ شقاوت٬ و.... به مجلس شورا٬ خبرگان٬ سپاه٬ بسیج٬ لباس شخصی و ....منتقل کردیم
!از اینهمه فهم و درایت چاکران بارگاهمان غرور ملوکانه ای وجود مبارکمان را فرا گرفته است که نگو


مهره مار برای چه؟ 1 - اگر می خواهیددر بین دوستان و آشنایان خود محبوبیت بیشتری داشته باشید !2 - اگر می خواهید در بین دوستان وآشنایان همیشه محور بوده و به اصطلاح نگین جمع گفتگو و محفل دوستانه خود باشید! 3 - اگر می خواهید خوشبختی به شما رو کند !4 - اگر می خواهید طعم خوش شانسی را با تمام وجود بچشید !5 - اگر می خواهید حرف های شما و پیشنهادات خوب شماخیلی بیش از پیش مورد توجه جمع و مورد پذیرش آنها قرار گیرد ! 6 - اگر می خواهید کاملا به صورت ناخود آگاه همه به طرف شما جذب شوند !29000 تومان
 * * * * * *                                                   
کشتار و شکنجه و زندان٬ صدماتی جسمی اند که مایهء ارتقاء روح سلحشوری و مقاومت میگردند. بر حذر بایداز آن بود که جریانی مشئوم ٬ ریشهء تعقل و تفکر ایران و ایرانی را بیرحمانه٬ در زیر ضربات مرگ آفرین تیشهء خرافات دینی خویش قرار داده است... هرچند که مبارزهء علیه خرافات مدتهاست که در دنیای مجازی شروع شده است٬ ولی اینکه تبلیغی اینچنین(!). در عرصهء اینترنت٬ با وقاحت تمام منتشر گردد(!) جای هراس بسیار دارد...
ــ بعد التحریر. دوستانی که تمایل به خریدن پدیدهء فوق دارند٬ اطلاع دهند تا آدرس مربوطه را برایشان ارسال کنم



۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

معجزه’ هزاره’سوم

آورده اند که در بارگاه سلطانکی حقیر٬ یاوه گوئی بیمایه و بی تدبیر٬ جمعی رند پر تزویر او را مدح همیگفتند به گونه ای که افراط بلیغ مینمودند تا در این ره گوی سبقت از همکدیگر بربایند
یکی میگفت : سلطانا تو معجزهء هزارهء سیمی . دیگری میگفت غلط گفتی٬ چه! سلطان عزیزمان معجزهء هر سه هزاره است . آن یک میگفت که : یاران هردو ره خطا میپوئید که نه تنها حضرت سلطان٬ بلکه هر کدام از وزرا و امرایش نیز معجزه اند. و آن دیگری در مدحش این شعر همی خواند
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

درویشی در آن جمع٬ این ترهات همی شنید و با خود این شعر زمزمه همی نمود
روزی پدر پیر فلک پخت یه آشــی      از بــهر هــمان مــادر گــیتی عــزیـــزش
قدری نخود و باقالی و زیره و گندم      با ماش و عدس ریخت در آن آش لذیذش
تا خـورد بپیچید یکـی باد شــدیدی     انـدر شـکـم و مـعـده و در روده و چـیـزش
زان روز بدین روز یکی معجزه هر روز   بـا ضـرطـه* بـرون بـر بـجهـد از در طیزش
* * * * *                                                   
لغت معنی
ضرطه ــ باد مضره ایست که با در شدنش٬ در کننده را راحت و دیگران را ناراحت میکند .  گوز
طیز ــ ضرطه گاه . گوزدانی . جاگوزی



۱۳۸۸ آبان ۲۹, جمعه

از شما چه پنهان٬ امروز برای اولین بار در طول زندگیم٬ غروربرم داشت و بالاتنه لخت(!) جلوی آینهء قدی ایستادم٬ و با فیگورهای آرنولدی٬ سعی کردم که به خودم قدرت کلموکانه ام را به باورانم                                                                 گاهی در بعضی از موارد٬ درست مثل هرآدمیزاده ای به خود غره میشوم. ولی هیچگاه این غرور در مورد قدرتمندی خودم نبوده است. آخر ٬ دو گرم گوشت و سه گرم استخوان که جائی برای غره شدن به قدرت باقی نمیگذارد . حالا که عرضم را باور نمیفرمائید! بنده در آخر این پست ٬ یکی از آخرین عکسهایم را میگذارم. (ذوق زده نشید٬ لطفا اول مطلب را بخوانید٬ و بعد عکس کلموک آقا را ببینید). داشتم عرض میکردم که تجربهء غرور قدرت برای بنده گنگ و ناملموس بود به جهت خردی و کوچکی اندامم. ولی اخیرا با لطف و مرحمت مقام عظما و مقامات محترم قضائی شان(!) کمی تا قسمتی باورمان شد که نه تنها قدرتمندیم٬ بلکه ابرقدرتمند هم هستیم ! امروز فهمیدیم که جناب عظما٬ با آنهمه جاه و جبروت و سپاه و لشکر و بسیج و نیروی انتظامی و لباس شخصی و علم و کتل! از ترس کلموک آقا هفت هشت گرمی٬ یه جورائی زرد فرموده اند.و به همین دلیل با عبارت( مشترک گرامی مسدود بودن این سایت طبق دستور مقامات محترم قضایی انجام گرفته است). وبلاگ کلموک آقا را در ایران فیلتر کرده اند .بدین وسیله اینجانب از مقام عظما و مقامات محترم قضائی شان کمال تشکر را دارد . این بنده نیستم عموزادهء بنده است .این هم عکس کلموک آقا ئی مان در یک روز ولرم تابستانی...
 پ.ن ــ چُقُلی = خبر چینی

۱۳۸۸ آبان ۲۴, یکشنبه

اندر احوالات شیخ کل موک


آن عالم ربانی٬ آن بایزید ثانی٬ آن تالی شیخ ابوالحسن خرقانی٬ آن عاشق کوچه باغا٬ آن رماننده٬ کلاغا حاج شیخ کلموک آقا. از فحول عرفای عصر خویش بود.
مورخان به اجماع تولد شیخ را در برج عقرب سنهء " ست و ثمانین من بعد الثلاث مئه و الالف "
 (به زبان آدمیزاد همان آبان ۱۳۸۶)
 میدانند. و استنادشان به این شعر شیخ است که میفرماید

شعر

  بـــه آبــان مـــاه تــقویم جـــلالی به دنیا آمدم در یـنگه دنیـا        
به غربت مینشینم چون نگنجم به یک اقلیم با آخوند و ملا                                                                       
شیخ را کراماتِ زیاد و در شعر از اعاظم زمان خویش بودی . گرچه از شیخ کلموک علیه الرحمه اشعار زیادی بجای نمانده است٬ ولی همین اندکِ بجای مانده٬ نشان از قدرت طبع او دارد. شعر زیر منسوبِ بدوست ...اتل متل توتوله / گاو علی چه جوره/  هم شیر  داره هم پستان / شیرش میره به لبنان / گاهی برند فلسطین / روسیه گه٬ گهی چین / فایدهء این حیوان / نمیرسه به ایران
مفسران را عقیده بر آن است که چون گاو ٬ حیوانی به غایت مفید است٬ در آخرین بیت ٬ شیخ را منظور از حیوانِ بیفایده ٬ گاو نبوده است . والله اعلم
...روزی مریدان مر شیخ را پرسیدند از رذالت .شیخ فرمود که : امروز بینید و فردا بینید و پس فردا بینید
پس همانروز ٬ پیش از انتخابات ٬ ملیجک را به سلطانی تهنیت همی گفتند و دویم روز رای ها را بسوزاندند و خاکسترشان بر باد همی دادند و سیم روز بر مردمان آتش بگشودند. و این ٬نزد خردمندان نهایت رذالت بود. پس مریدان چون چنین دیدند صیحه ای بر کشیده و مدهوش همی گشتند ٬ بگونه ای که چندین تن از آنان قالب تهی همی کردند. و این از کرامات شیخ بودی که روزی چند تن افکندی
روزی مریدان مر شیخ را پرسیدند در باب شعر سپید! شیخ فرمود شعر سپید را بگونه ای گویند که معنیش را نه گوینده فهمد٬ نه خواننده و نه شنونده(!). مریدان ملتمس شدند تا شیخ درین باب توضیحی فرمایند. پس شیخ فرمود" وبلاگ کلموک آقا" از این سخن٬ جمعی از مریدان صیحه نکشیده مدهوش همی گشتندو جمعی از آنان "کمافی السابق"قالب تهی همی کردند

ــ آقا جان. اجازه بفرمائید که تا این شیخ ٬ جمع دیگه ای رو به کشتن نداده (!) عرض کنم که همهء این صغرا و کبرا چیدن ها برای این بود که به اطلاع مبارکتون برسونم که وبلاگ کلموک آقا٬ به کوری چشم عظما٬ دوساله شد... آقایون دست... خانوما رقص